برگی از شقایق | خاطرات کوتاه | عبدالله ميثمي | مى گه اگر شوهرم بود، من رو هم مى برد
صفحه اولیاد ایاممشهد الشهداءکلام ماندگارکلام نوردر مکتب روح اللهدر پرتوی رهبریبرگی از شقایقتصویر عشقدفتر یارانمهمان ویژهخبر دفاع مقدس
   
متون کتاب ها خاطرات خاطرات کوتاه عبدالله ميثمي
مى گه اگر شوهرم بود، من رو هم مى برد

از مشهد برگشته بود. اردوى مشهد گذاشته بودند. به همه گفته بودند با خانواده هاشان بروند. پرسيدم «خونواده رو هم برده ين؟»

گفت «نه.»

گفتم «چرا؟»

گفت «از وقتى رحمت اللّه شهيد شده، سعى مى كنم بين خوانده ى خودم و او فرقى نذارم. گفتم اگه خانودهم رو ببرم، خانمش دلش مى گيره. مى گه اگر شوهرم بود، من رو هم مى برد. نگفته بودن هم كه مى شه كسى غير از خونواده مون رو ببريم.»

 

دوازده سيزده تا اتاق داشت براى خونه ى آخرتت هم فكر كرده اى؟
 

 

در جهت ترویج  فرهنگ دفاع مقدس سبکبالان هيچ گونه محدوديتی

 نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] برای هيچ کس ندارد

قم-صندوق پستی 939-37185 / تلفن: 09123515126

INFO [AT] SABOKBALAN [DOT] COM

بهترین حالت نمایش: 1024 در 768 پیکسل